خاطراتِ پادشاهِ نیمه جان

هیچکس نمی‌داند زنده ماندم و اینجا مخفی شدم

* اطلاعیه شماره ۳

چهارشنبه ششم خرداد ۱۴۰۵، ۵:۵۸ ق.ظ

دیگر اینجا چیزی نمی‌نویسم. در این مدت احوالات تمام روز‌های دربار را مرتب و منظم در دفترچه یادداشت تلفن همراه همایونی ثبت کرده‌ام و فرصت زیادی هم برای فکر کردن داشته‌ام. به نوشتن مثل همیشه ادامه خواهم داد اما به دلایلی دیگر اینجا نمی‌نویسم. مهمترین دلیل هم این است که اینجا انگار مسخره‌ی پدرشان هستیم که یک‌روز قطع کنند و یک روز وصل کنند. شان احوالات همایونی بیش از این است که وابسته به تصمیمات گاه و بیگاهِ یک‌مشت الدنگِ تهی مغزِ متملقِ دودوزه بازِ پرمدعایِ خشتک فراخِ دزدِ فرصت طلبِ ریاکارِ چلغوزِ شُل تنبانِ خر باشد. در سرزمینی که هیچ چیز عادی نیست نمی‌شود به صورت عادی کاری را انجام داد. پس بروند به گور سیاه.

شاید پادشاه وقتی دیگر و جایی دیگر پیدا کرد برای انتشار احوالات و در آن صورت حتما درباریانِ شریف این کنج را هم از آن مطلع خواهم نمود. تنها می‌ماند کانالِ همایونی در تلگرام که پادشاه بنا به خوشاید حال خودش و مرور خاطرات، آنجا را حفظ خواهد نمود و شاید گاهی تصویر و متن کوتاهی به آن اضافه شود. حالا تا ببینم چه می‌شود.

در پناهِ خِرَد و خداوند

با آرزوی آزادگی و زندگانی

شاه شاهان، اشک نهم، مهرداد دومِ اشکانی

مهرداد دوم
© خاطراتِ پادشاهِ نیمه جان