۱۴۸. افسار
چهارشنبهی مَست و هلی سرو کلهاش پیدا شد. چهارشنبه انگار چای خوشرنگی است که خوب دم کشیده و توی یک فنجان خوشگل بلوری قدیمی ریخته شده با طرحهای قشنگ و سنتی. انگار عزیزی برایت چای ریخته و کل هفته منتظر مانده تا تو از راه برسی و رگ به رگ چای را زندگی کنی. چای در زندگی مقولهی حساسی است به حساسیت زندگی. یک نوشیدنی نیست باید فهمیده شود باید بدانی دقیقا کی بریزی، کی خیالت از دنیا راحت باشد و کی نوش جانش کنی. چای به شکلی که ظرافتش را بفهمی و بگذاری کمی دهانت را جمع کند. چای جزو مقربان دربار همایونی پادشاه است و خیلی وقت ها آخر شب را با هم خلوت میکنیم تا ببینیم دنیا دست کیست.
مانند هفته گذشته زنگهای چهارشنبه را کوتاهتر گرفته بودند و ما بین آن مسابقات والیبال برگزار میشد. اختلاف فرهنگی و نحوه مدیریت در چهار مدرسهای که امسال میروم واقعا شگفت انگیز است. مثلا در مدرسهی روزهای سه شنبه اگر هم مسابقاتی برگزار شود دانشآموزان این را به منزله موقعیتی برای فرار میبینند و بعد از مسابقات نصف مدرسه دیگر توی مدرسه نیستند، حتی زنگ ورزش هم کسی حوصلهی ورزش کردن ندارد چه برسد به مسابقه دادن. جدیدا خوششان آمده که از آنها عکس بگیرم و توی اینستاگرام استوری کنم. بسیار ذوق میکنند و برای هم میفرستند. حالا کارشان شده این که آخر کلاس خودشان را جا میکنند توی کادر دوربین تلفن همراه و منتظر میمانند تا عکسشان منتشر شود. دیروز که یک لیست کامل هم نوشته بودند روی کاغذ تا آنها را یکی یکی روی استوری تگ کنم. توی یکی از کلاسها یکی از دانشآموزان روی تخته تصویری از والتر وایت کشیده بود. تخته را پاک کردم دلم نیامد آقای والتر وایت را پاک کنم و مجبور شدم داستانهای رضاخان را اطرافش جا بدهم، ترکیب جالبی شد!
زن صبح برای مصاحبهکاری به شرکتی رفته بود. وقتی برگشتم برایم تعریف کرد که خوشش نیامده و محیطش را دوست نداشته. گفتم فدای سرت.
عصر بعد از یک مشاجرهی نقلی رفتیم بیرون، کمی لباس خریدیم. کنار خیابان لبوی داغ خریدیم و خوردیم. بسیار چسبید هر چند مردک لبو فروش آنقدر لبو را ریز کرده بود که به سختی میشد خورد اما به طور کلی در هوای سرد رنگ سرخ لبو و گرمای ظرف آن به جان مینشیند.
آخر شب دیدم یکی از کانالها پادکستی از آهنگهای آقای چاوشی منتشر کرده. آقای چاوشی آدم باهوشی است. آهنگ "افسار" را کمتر گوش کرده بودم این بار با دقت بیشتری گوش کردم. شعر بینظیری دارد. فردا دوباره گوش میکنم.