۵۵۲. فحش
تعطیلات پادشاه به روزهای آخرش نزدیک شده است و کم کم باید برویم سر خانه و زندگیمان. البته هنوز چند روزی تا مراقبتهای بعدی امتحان باقی مانده اما به هر حال این روزها حسابی خودم را در فراغت رها کرده و زیر آفتاب زندگی لم دادهام. دستگاه بازی خانهی ما بود و وقتی بیدار شدیم بازی کردیم. بازی بامزه و دونفرهای است که در مراحل آخرش هستیم. این چند روزه دامادمان دنبال مغازه بود و تازه جایی را پیدا کرده تا یک میوه فروشی باز کند. قبلا هم مغازه دار بود ولی چیزی که میفروخت فرق داشت. پادشاه خیلی دوست دارد یک بار یک مغازه از خودش داشته باشد و با نظریات خودش کاسبی را به راه کند. بر خلاف خیلی ها که دوست دارند همه کمک دستشان باشند پادشاه کاملا به کارهای فردی علاقه دارد و دوست دارد کاری را خودش تنهای تنها انجام بدهد و در حالت انفرادی همیشه موفقتر بوده و هست.
برای ناهار هنوز از قرمه سبزیهای دیشب داشتیم و طبق معمول همه خانهی مادرم جمع بودیم. قرمه سبزی غدایی است که در هر شرایطی طعم آن متفاوت است و در تمام آن طعم ها خوشمزه است. چسبید و پادشاه زیاد خورد. نخود فرنگی حالا میتواند به دایی بگوید "دا" و وقتی از او میپرسند دایی کجاست پادشاه را نگاه میکند. پادشاه عصر کمی از کتابش را خواند. سر شب عمویم آمد و کارت دعوت شام آورده بود برای مراسم عمهی مرحوم. طبق معمول هم وقتی حرفش تمام شد یک مشت شکلات از جیبش در آورد و در دست پادشاه گذاشت. از وقتی سه سالم بوده تا حالا او جیبش پر شکلات است و همیشه به ما شکلات میدهد. برای تمام اعضای خانواده کارت آورده بودند. پادشاه برای اولین بار بود که دید روی کارتی نامش را نوشتهاند و قید کردهاند "همراه بانو". بسیار ذوق کردم و در عین حال میدانستم به احتمال نزدیک به صد در صد زن نمیآید ولی به هر حال ذوق داشت. خواهرم هم برای سه شنبه تمام خانواده و البته ما را دعوت کرد به خانهاش اما آن را هم میدانستم زن نمیآید. به هر حال از سر احتیاط که بعد نگوید به من نگفتهای به او خبر دادم و همان طور که حدس زده بودم گفت نمیآید.
سر شب با دایی کوچکم به چایخانه رفتیم چند تا چای خوردیم و کمی به زمین و زمان فحشهای بیخودی دادیم وقتی آمدیم بیرون یکی زده بود به سپر ماشینش و رفته بود. چندتا فحش هم به او دادیم. سوار شدیم و پیامک قبض برق خانهاش آمد حدود پانصد هزار تومان و چند تا فحش هم به ادارهی برق دادیم. به هر حال خوش گذشت و بعد برگشتیم خانه. چند تا چای هم خانه خوردیم حالا تا ببینم چه میشود.